تنها يک روز آرام در کنار تو
روزی طولانی که کوتاه بود
و ديگه هيچ وقت تکرار نميشه
روزی که از اون جز تکه هايی باقی نموند
در انتهای روشن ذهنم
در ميان تاريکی زجر دهنده زخم زبانها
و ترديدها
روزی که من به رسم خاطره ای نزديک
روی سنگ فرشی که بر آن نقشی بستيم
نوشتم:
کيستی که من تو
اينگونه به جد
در ديار روياهای خود
با تو درنگ ميکنم
هر چی آرزوی خوبه.........
هر چی آرزوی خوبه مال تو
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
منمو حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخره غربت دنیاست مگه نه
اول دوراهی اشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن همه قصه همین بود
می تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارم و بی تو مثل تو تنهای تنها
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی کا خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
واسه بی معرفتا............
»»»»می خوام از تو بنویسم که نگی رفتی نموندی««««
»»»»نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی««««
»»»»می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی««««
»»»»نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی««««
»»»»اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم««««
»»»»اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم««««
»»»»بازم اینو می نویسم ، تا ابد تو موندگاری««««
»»»»توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری«
دوستت دارم ![]()

اگه بگم عاشقتم
اگه بگم دیوونتم
اگه بگم برات می میرم
اگه بگم نمی تونم فراموشت کنم
اگه بگم دوست دارم
اگه بگم ازجلوی چشمام یک ثانیه هم اون ور نمی ری
اگه بگم همه زندگی منی
اگه بگم نفسم به نفس تو بنده
.
.
باور مي كني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق مي شويم و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است کاش ميدانستي که درون قلبم با تپشهاي عشق هم صدا هستي تو .کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد کاش ميدانستي....... کاش ميدانستي
اگه سبزم....اگه جنگل....اگه ماهی...اگه دریاواسه تو....قد یه برگم....پیش تو....راضی به مرگم!


دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــدم
به پايه تو حــروم شـــدم
اونيكه عاشـق شده بـــود
بد جوري تو كارتو مونــد
براي فاتحه بهـت
حالا بايد فاتحه خونــد
تــــموم وســـعت دلـو
بـه نـام تـو سنــد زدم
بازي عشـــــقو بلـدم
از تــــو گــــله نميكنـم
از دســـت قــــلبم شاكيــم
چــرا گذشتـــم از خـودم
چــــــــراغ ره تـاريكـيم
دوسـت ندارم چشماي مـن
فردا بـه آفتاب وا بشـه
چه خوب ميشه تصميم تـو
آخـر مـاجرا بــشه
دسـت و دلت نلـرزه
بزن تير خلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنو اين التماس رو
نظر یادتون نره![]()
