تبليغاتX
درد عشق
تقدیم به بهترینم

 

 

یادته زنگ زدی گفتی از یادم ببر..؟!؟

امشب راهی سفرم...میرم پیش خدا...میرم ولی بر گتشنم با خودشه..!!!

می رم که شاید از یادم بری..میرم با پای پیاده..میرم با نور فانوس...باید برم..!!!

دارم می رم ولی دلم باز پیشته .. چی کار کنم زندگیم نگاهته..!!!

می دونی میرم که آدم شم بیام... میرم ولی نه از خاطره از دیار...!!!

نمی تونم خداحافظی کنم منو ببخش...آخه امر توئه گفتی به من...!!!

روز تولدمه ولی بیادم نیستی .. می دونی بد تر از چی دیگه نیست..!!!

میرم که بــبرمت از یاد..می دونم اگه نما خوشحال می شی ..!!!

ولی مرگ دست من نیست...!!!

ستاره مرد سپيده دم چو يك فرشته ماه هم نهاده ديده بر هم
به آخرين نگاهت نگاه بي گناهت سرود واپسين سروده بود
بين كه از اين پس دل در راه ديگر دارم به راه ديگر شوري در سر دارم
چو صبح روشن بايد از آن دل بردارم
به عهد خونين
به روي او نگاه من نگاه او به راه من
فرشته گان زيبا به ماتم دل ما در آسمان هم اوا

بنگر بنگر خندانم بار دگر

اگه برم اگه برم رنگ گريه با صدامه
اگه نرم اگه نرم روز مرگ خنده هامه
نمي تونم رها كنم خودم رو از اين اسيري
كجا برم كجا برم زنجير غمت به پامه
به من بگو بگو به من ديروز برات چي بودم ؟
عرو س حجله بسته
امروز برات چي هستم ؟ عروسك شكسته
تو دستاي تو ديگه دست يه دست يه مهربون نيست
حرفهاي تو ديگه حرف يه همزبون نيست
چه ميدوني چه درديه تو كاسه سياه و مات چشم عروسك
چه ميدوني چه حرفيه رو لبهاي غمزده اشك عروسك
فانوس بزرگ عشق تو بي فروغ بود
حرف هاي قشنگت مثل خودت دروغ بود
عروسك شكسته اي كه همه تنش نگاهه
به خاطر نگاه تو چشم شيشه ايش به راهه
وقتي مي آيي زمستونش پر لاله هاي سرخه
وقتي ميري بهارشم گل لاله سياهه
اين ترانه رو نوشتم چون خيلي ازش خوشم ميومد...
بيا پيشمو بهم بگو وقتي پيشم نيستي چطوري دوريتو تحمل کنم؟

بهم بگو دل تنگمو چطوري آروم کنم؟

بهم بگو چطوري به چشام ياد بدم تو دوست نداري گريون باشن؟

بهم بگو چکار کنم که بتونم شبا راحت بخوابم؟بهم بگو چکار کنم که بي تو دق نکنم؟

ميدونم تو هم مثل من دنبال جواب اين سوالايي. مي دونم توهم دلتنگي.

دلم بدجوري براي ديدن نگاه عاشقت تنگ شده

دلم مي خواد داد بزنم تا همه بدونن: خيلي دلم برات تنگ شده مهربونم.

روزای سرد زمستون هم شروع شد و امروز پنجمین روز  اونو پشت سر گذاشتیم

هفت ماه از بهترین روز عمرمون می گذره و انگار همین دیروز بود که منو با  لباس

سپید عشق به خونت آوردی . البته عروسیمون تو گرمترین ماه سال بود ولی خب به

پای گرمی عشقمون که نمی رسید . 24 تیر 1385روز رسیدن به همه ی رویاهامون

روز پیوند گرم دستامون و روز تموم شدن همه ی غصه هامون بود روزی که دلم

می خواد همه ی عاشقا به هم برسن و اونو تجربه کنن.حالا سر حرفم با شماست شمایی

که عاشق همید ولی فکر می کنید به هم رسیدنتون محاله باور کنید این فقط از روی

نومیدی. تنها و تنها چیزی که چاره همه ی این دردها ست فقط صبره و امید به همون

خدایی که عشقو آفرید و شما رو عاشق هم کرد پس بدونید همون خدا که مهرتونو به

دل هم انداخت همون خدا هم شما رو به می رسونه فقط یادتون باشه تو این راه تنها

چیزی که پیوند شما رو هر روز محکم و محکم تر می کنه صداقته و بس که فقط

یه دروغ کوچولو همه ی پاکی عشقتون رو زیر سوال می بره و خدا از شما قهرش

می گیره و چه بسا از شما رو برگردونه و شما بمونید و یه دنیا پشیمونی.

پس صادق باشین ، به خدا امیدوار باشین و عاشق بمونین و ایشالا به هم برسین.

 

 

یاسها شاهد بودند              ماهیهای قرمز

و سبزه ها نیز

همین امروز به خودم قول دادم که هیچ وقت بی یاد تو نباشم

و هرگز نام تو را از اولین برگ دفترم پاک نکنم .اگر دفترها

نباشند ، اگر کلمه ها ومدادها نبا شند، در خود فرو می ریزم

می شکنم ،اما نمی میرم مثل آینه ای که هزار تکه می شود

اما هر تکه اش هنوز آینه است و می تواند هر چند خرد

و نا چیز خورشید را منعکس کند. اگر نام تو نباشد اگر

تو را ، حتی از دور دست ترین نقطه دنیا ،احساس

نکنم و عطر حرفهایت مشامم را ننوازد میمیرم

بدون کلمه ها می توانم زندگی کنم ، اما بدون

تو زندگی یک مرگ غریب است . چقدر

زیبا گفته است بودا: اشکهایی که

در این گردونه حیات ریخته

از آب همه اقیا نوسها

بیشتر   است.

 

لحظه های زندگیم خیلی وقته اونقدر قشنگن که آرزو می کنم این روزای خوبم

هیچ وقت تموم نشن .

گرمای وجود تو یه آرامشی بهم میده که نمی دونم از کجا سرچشمه می گیره ولی

هر چی هست از عشقه و بس.

چقد خوبه وقتی آدم می بینه بعد از سالها انتظار به همه ی آرزوهاش رسیده و دیگه

هیچی نمی خواد به جز تموم نشدن این روزای خوب .

به امید اینکه همتون به آرزوهای قشنگتون برسین.

پای در گل مانده ایم

عاجزانه بر لب ساحل ترنم خوانده ایم

خسته از امواج دریا همچنان ما رانده ایم

راه را هموار و خاکی دیده ایم

مرغ دل پرواز را از یاد برد

کشتی ساحل نشین را باد برد

قاصدک تنها کنار ساحل امید مرد.

چه بخواهی.....چه نخواهی

دوباره دل هوای با توبودن کرده

 

نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

 

دل من خسته از این دست به دعا ها بردن

 

همه ی آرزو ها با رفتن تو مردن

 

حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دو بار

چشم من تو رو ببینه

 

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

 

آآخه تو رنگ چشات قیمت دنیا رو دیدم

 

تو ی هفتا آسمون تو تک ستاره منی

 

به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمی دم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 14:37  توسط ابوالفضل |