ای تمام باورم تو مرا باور کن
ای تو یار و یاورم تو مرا باور کن
لحظه ها را می شمارم تا صداتا بشنوم
فاصله یعنی نگات شرم اون ناز و نگات
آتش نگاه تو التهاب لحظه هاست
واسه موندن من رو لبات خدا خداست
از همه دل می برم تا صداتا بشنوم



بار خدایا.....! من خود خوب می دانم که از صلیب های کهنه ی سنتی که به گردن
می کشم امید معجزه نیست پس مرادریاب و اجازه نداده عشق، آنچه را که تومقدس
آفریده ای را، به صلیب بکشم...
وقتی دل کسی رو می شکنی یک میخ روی دیوار بکوب تا ببینی که چقدر دل شکستی
وقتی دلشو بدست آوردی میخ رو از دیوار بکن تا ببینی که چقدر دل بدست آوردی
اما چه فایده جای میخ ها روی دیوار می مونه !
سکوت من نشونه رضایتم نیست میدونی؟ گلایه هامو می تونی از توی چشمام بخونی
غربت من هرچي كه هست ،از با تو بودن ... بهتره !!!
آخر ِخط ِ زندگي ، اين نفساي آخره .
وقتي دارم با هر نفس، از اين زمونه سير مي شم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير مي شم
اين آخر ِ راهه ديگه ، بايد كه تنها بميرم
بايد برم ... بايد برم ، بايد كه بي تو بپرم
آْخ كه چه سنگين مي زنه ، اين نفساي آخرم
ستاره هنوز بیداری بازم امشب خواب نداری نکنه توهم مثل ما عاشقی چشم انتظاری؟
نکنه تو هم تو شبا خسته ازغبار جاده خواب مهتاب و می بینی که میاد پای پیاده ؟
نکنه هجوم ابرا تو رو هم از ما بگیره ستاره برای بودن دیگه فردا خیلی دیره
حالا که خورشید طلسمه قلعه سنگی و خوابه تو نگو عشقا دروغه تو نگو دنیا سرابه
با کدوم بهونه باید شب و از تو کوچه دزدید گل سرخ عاشقی رو به غریبه ها نبخشید
ستاره همه غرورم پیش کش ناز تو باشه
تو بمون تا دستای من با سپیدی آشنا شه
من اگه اسیر خاکم تو که جات تو آسمونه
دلخوشم به این که هرشب تو بیای رو بوم خونه
همنشین ابرو ماهیم توی اون همه سیاهی نکنه اونقدر دورشی که دیگه من نخواهی


بچه که بودم فقط بلد بودم تا ۱۰ بشمارم.
نهايت هر چيزي همين ۱۰تا بود.
از بابا بستني که مي خواستم ۱۰ تا مي خواستم.
مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين ۱۰
تا بود و اين ۱۰ تا خيلي قشنگ بود.
ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟
نهايت دوست داشتن چندتاست؟
انگار خيلي هم حريصتر شدم
۱۰ تا بستني هم کفافمو نمي ده !!!
اما مي خوام بگم دوست دارم ....
مي دوني چقدر؟
به اندازه ي همون ۱۰ تاي بچگي


